ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 63
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و اصرار زياد شما ، ما به عهدهء گراف نسلرود وزير محول نمودهايم كه آمده مكنون خاطر شما را معين و به ما عرض كند كه برآنچه شايد و بايد ما جواب گفته باشيم » « 1 » ميرزا ابو الحسن خان اصرار مىكند كه خود با امپراطور شفاها مذاكره كند و او مىگويد اين كارها مربوط به وزير است . ميرزا ابو الحسن خان ناچار مذاكره با نسلرود را قبول مىكند اما از بخت بد نسلرود هم بيمار مىشود يا خود را به بيمارى مىزند تا آنكه روز آخر صفر « گراف نسلرود وزير ، و جنرال نگرى ترجمان ، خدمت صاحبى ايلچى آمده ، خلوتى اختيار نمودند و به صحبت و گفتگو مشغول شدند . اگرچه كماهى گفتگوئى كه فى ما بين آنها مذكور شد صاحبى ايلچى خود مىداند و ديگرى را اطلاعى نيست - اما اينقدر مفهوم شد كه درباب استرداد ولايات و مهام منظوره آنچه لازم بود به او گفته بودند و او را به اقسام كلى تطميع نمودند و از هر قسمى كه بهخاطر مىرسد سخنان فى ما بين ايشان ردوبدل شده بود . آخر الامر گراف نسلرود مذكور كرده بود كه پادشاه را منظور اين است كه مطالب خود را مختصر قلمى كرده و به من داده باشيد كه ترجمه نموده بهنظر او به رسانم و آنچه او جواب گويد به شما اظهار كنم . صاحبى ايلچى قبول نمودند و اين طريق بنا شد كه يوم بعد صاحبى ايلچى مطالب خود را بهطريق اختصار قلمى داشته به گراف نسلرود داده كه ترجمه كرده نزد پادشاه برده ، آنچه حكم نمايد جواب به ما بگويد . » « 2 » در اين ميان ، امپراطور از ايلچى مىخواهد كه ايلچى دولت انگليس از ماوقع گفتگوى آنها اطلاع به هم نرساند . اما ايلچى مىگويد كه ايلچى بزرگ دولت انگليس بايد در كليهء كارهاى او نظارت كنند . . . ميرزا ابو الحسن خان در روز اول ربيع الاول 1231 رقعهاى به اين مضمون به - گراف نسلرود وزير دولت روس قلمى نمود . « عاليجاه ايلچى بزرگ دولت عليه ايران به عاليجاه گراف نسلرود وزير دولت روس دعا مىرساند كه مطالبى كه از پادشاه خود مأمور است كه از امپراطور اعظم خواهش نمايد اين است : مطلب اول : اينكه چون عهدنامهء مجملى قبل از اين بسته شده موقع است كه عهدنامهء مفصل حال در پايتخت امپراطور بسته شود كه سرحد طرفين معين گردد و از قرارى كه در فصل هفتم عهدنامه مجمل قيد شده است ، بعضى موارد ديگر فيصل يابد . مطلب دويم : اينكه نظر به اينكه فيما بين دولتين عليتين روس و ايران بهعلت قرب جوار در قديم الايام دوستى بوده ، و اما بعضى مفسدين منازعه در ميان انداختهاند و پارهاى از ولايات ايران به تصرف روس درآمد و خسارتها بر جانبين روى داده ، حال از سخاوت امپراطورى متوقع است كه ولايات مذكور را رد نمايد و اگر بهعلت خسران منازعه اوليا دولت روس را در استرداد كل ولايات سخنى باشد به طريقى كه فيما بين
--> ( 1 ) - همين كتاب 263 . ( 2 ) - همين كتاب ص 263 - 264 .